تبليغاتX
نوادگان این زمین خاکی
 

 

غمم غم بي و همراز دلم غم
غمم همصحبت و همراز و همدم
غمت مهله كه مو تنها نشينم
مريزا بارك الله مرحبا غم
 
          
 
+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/15ساعت 23:51  توسط سعاد  | 

 

در پس ناله های شبانه

درکنار بغض های برزخانه

درپس حیرتی جاودانه

پس از سئوالهای بی جواب کودکانه

بتی شکست

عشقی مْرد

و ماند تهوعی بلوغانه

چشمی تاشفق غریبانه

می اندیشید به کردار روشنفکرانه

به دلی که وقتی می شکند

باغروری مودبانه

میرود تا بگوید آفرین احسنت

بر این تدبیر عاقلانه !

 

..............................

 

گل صداقتی شکفت و عشق آغاز شد

قناری خواند و گل بی تاب شد

صداقت با علف های هرز آشنا شد

صداقت مْرد و عشق مْرد و گل نایاب شد

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/31ساعت 13:47  توسط سعاد  | 

 

برآنان خواندم

تابوت را نمی خواهم

خاک مرا تجزیه می کند

فسیل هایم را بردارید

و بر دفتر مشق عاشقان بیاویزید

بگذارید تاریخ برخاکم یادبود بسازد

من هرشب آسودگی را فقط

در بهشت قبرستان شهرمان

میان خواب و خیال

درآغوش خاک

مزه مزه کرده ام

من همیشه می ترسم

از نگرانی های خیالی عبث می میرم

شعرهایم راپنهان می کنم

کاش می دانستم

رویای بی صورت من چگونه آنها را می یابد !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/30ساعت 2:1  توسط سعاد  |