|
|
|
|||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||
|
|
|
|
|
در پس ناله های شبانه درکنار بغض های برزخانه درپس حیرتی جاودانه پس از سئوالهای بی جواب کودکانه بتی شکست عشقی مْرد و ماند تهوعی بلوغانه چشمی تاشفق غریبانه می اندیشید به کردار روشنفکرانه به دلی که وقتی می شکند باغروری مودبانه میرود تا بگوید آفرین احسنت بر این تدبیر عاقلانه !
..............................
گل صداقتی شکفت و عشق آغاز شد قناری خواند و گل بی تاب شد صداقت با علف های هرز آشنا شد صداقت مْرد و عشق مْرد و گل نایاب شد
|
||
|
|
|
|
|
برآنان خواندم |
||