تبليغاتX
نوادگان این زمین خاکی

مرخصی

این روزها برای من روزهای نوشتن نیست

حال و هوای کامنت گذاشتن هم نیست

 شاید بهتراست برای مدت کوتاهی به مرخصی بروم

مثل اینکه همه با هم به تعطیلات رفتند

یکی حوصله ندارد

یکی بیمار هست

 یکی کار دارد

 یکی وقت ندارد

یکی روزه نوشتن گرفته

ویکی.............

ویکی.............

ویکی.............

من نه بیمارم ...

نه کار دارم.....

نه روزه گرفتم

نه آنفولانزای مرغی...چشمک

باید مدتی بر طبل مغزم بنوازم

تا به خریت راضی نگردد

پس میروم تا طبل بنوازم

برمی گردم

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/29ساعت 22:30  توسط سعاد  | 

 

 

من نیز گاهی آزرده چشم به پایان این زندگی دارم

 

دنیا سخت تر از آنچه من سهل می گیرم است

 

زندگی تلخ تر از آنچه شیرین می پندارم است

 

با ید مغز را تعطیل کرد

 

طبل ها را ننوازید

 

من به خریت شادترم

 

آنگاه که جز آزار دوست ، ارمغانی برای وی ندارم

 

از خود بیزار

 

پایان بودنم را آرزو می کنم

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/29ساعت 12:18  توسط سعاد  | 

سلام

تیرکمان فراموش نشه

شواهدی از آنفولانزای مرغی در ایران دیده شد

تمهیدات وزارت بهداشت برای پیشگیری از انتشار این بیماری از مرز ایران و عراق دیدنی بود

خودش یه جور کاریکاتور زنده است

لاستیک ماشین ها رو سم پاشی می کردند

حتما یکی اون بالا باید با تیرکمون پرنده ها رو هدف قرار می داد تا آنفولانزای مرغی وارد ایران نشه

شاید هم چند روز دیگه آسمون  رو سم پاشی کنند جای لاستیک های ماشین های سنگین که کالا ترانزیت می کنند

یا اینکه به تمام ایرانیها قطره فلج اطفال بدهند از اون تمهیداتی که تومرز شلمچه و عراق دیدم همه اینکارها بر می یاد

 بخیر بگذره

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/11/27ساعت 20:2  توسط سعاد  | 

 

سفر کوتاه

 

حلالم کن صدبار تکرار شد

و ناگهان صدای هق هق گریه فضا را پر کرد

همه گریستند و من تک تک آنان را

در آغوش خود فشردم

 و بوسیدم

اشکها یشان را با دستانم پاک کردم

و هر جمله محبت آمیز آغاز هق هقی بلند بود

و چه تلخ بود خدا حافظی با آنان که با اشک مرا بدرقه کردند

می دانم امشب پروین غذا نخواهد خورد

من از این همه احساس خجل گشتم

کنار مردمانی که ساده بودند

و شاید تمام راههای بسته زندگی من حکمتی بود برای دیدن لحظه خداحافظی مردمی که قدر می شناسند

به گلها می نگرم که اکنون کنار من هستند

هنوز بوی چسب می دهند

به هدیه ای که مهربانی را در آن لمس می کنم

و نهالی که میآورد و اشک می ریخت

و با صدای غمگینی می گفت مرا فراموش نکن دخترم

این را در باغچه خانه ات بکار و هرگاه نگاه کردی به یاد من باش

آنها دور می شدند

و صدای گریه پروین هنوز می آمد

سروگل با صدایی آرام  گفت من طاقت ماندن ندارم

وناگهان دور شد در حالی که چشمانش را از من پنهان می کرد با صدایی سخت لرزان گفت

خدا حافظ

شرم زیبای دخترک کوچکم سرو گل را دوست دارم

اشکهای گل بناز بزرگ ،مرا در سکوتی عمیق  فروبرد

نگاه خیره رخسار، که باز آمدن را تمنا می کرد

بغض گلویم را فشرده بود

وباور نداشتم که امروز چشمانم نم بشیند

همیشه همدیگر را حلال میکنیم

دل من همیشه بخشید

 حتی آن روزی که برای هیچ، تحقیر می شدم و نمی فهمیدند

دلم تاب کینه ورزی ندارد

آسود  می مانم

و دوستشان دارم

 

پی نوشت: تاسوعا و عاشورای حسینی را به همه دو ست داران نهضت حسینی تسلیت می گویم

من فردا برای مدت کوتاهی به زادگاهم سفر خواهم کرد..دوستتون دارم پس تا هفته دیگر

به امید دیدار

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/11/17ساعت 19:13  توسط سعاد  | 

* وقتی کسی را عصبانی می کنی ،حق عصبانی شدن  به او بده *

 

در زندگی برای همه پیش آمده

بعضی اوقات ما از دست کسی یا  کسانی بنا به دلایلی عصبانی می شویم

ولی در اینجا مد نظر  زمانی ست که تنها دلیل عصبانی شدن ما حق ندادن به طرف مقابل است.

اگر به این بیاندیشیم که در برابر رفتار و گفتار ما دیگران بنا به طبیعت انسانی خود واکنش نشان می دهند

حق داشتن واکنش نا خوشایند را به شخص خواهیم داد

حداقل آن است که از کرده خود، بی جهت دفاع نخواهیم کرد

دفاع بی موقعه از خود ، با عث ایجاد این تصور می شود که پشیمان نیستیم و تکرار خواهیم کرد

منظور از واکنش عصبانی شدن در برابر عصبانی کردن ، صحه گذاشتن بر خشونت نیست

برای مثال ما به کسی توهین  و جسارت می کنیم و انتظار داریم که به ما توهین و جسارت نشود!

در واقع وقتی کسی را می رنجانیم حق رنجش را از او سلب می کنیم

 

       *     وقتی کسی را می رنجانید حق رنجش را به او بدهید    *

 

وقتی احساس می کنیم که کسی از ما رنجیده اولین سئوال که باید از خود کنیم این است؟ من در ایجاد این رنجش چقدر مقصر بودم؟

درک میزان دخالت و تقصر ما در ایجاد رنجش دیگران ، باعث درک طرف مقابل می شود و حداقل آن است که یا از خود دفاع بی خود نمی کنیم یا اینکه در صورت دفاع از خود  حق  ناراحت  شدن را برای او حفظ خواهیم کرد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/11/16ساعت 23:41  توسط سعاد  | 

درد مغز

یادش بخیر آنروز که از دنیای واقعی خود بسوی مجاز هجرت کردم...از دنیای که در آن صداقت کمیاب بود...از دنیای که در آن مردم به هم زخم می زدند...دنیای که در آن مردم به هم دروغ می گویند.نقش بازی می کنند.نقابهای زیبا بر چهره میزنند آنقدر تابناک که چشم را کور میکند..

دنیای  انسانهایی که در آن لات بودنشان  ارزش است..

دنیای که در آن تحقیر کردن دوست دفاع از شخصیت خود است

دنیای که در آن مردمان بسرعت قضاوت می کنند

دنیایی که مغز انسانها از فقدان تفکر زنگار گرفته و هرگاه به اندیشه می پردازند درد مغز خود را تحمل نکرده ،قضاوت سریع را پیشه می کنند تا آسوده گردند ، وآن را فهم سریع می نامند و برادراک سریع و بی بنیان خود در اوهام خود می بالند و سراپا غرور می گردند و به جهل خود مفتخر می شوند

ومگر اعضای دنیای مجاز چه کسانی هستند.همانهایی که دنیا واقعی را قفس کرده اند.

از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

دوست می دارم بشری را که درد مغز خود را قسمتی از وجود انسانی خویش می داند وهمیشه در اندیشه تحلیل فهم ها چراغ به دست بدنبال انسان می گردد و قبل از هر چیز در درون خود انسان را می کاود

همه می گوید ما چراغ بدست به دنبال انسانیم .. وچه نادان است آنکه قبل از جستجو در خود به دنبال انسان در خارج از خود می گردد

همه می نالند و ناله های هرکسی از خرد او نیست

آنانکه از خرد و فهمشان  ناله میکنند کمتر از کسانی هستند که از عادت به نالیدن می نالند..

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/11/10ساعت 18:44  توسط سعاد  | 

                     اسکیزویید ها و اسکیزو تایپال

مثل اینکه خیلی ها از مباحث روانشناسی دل خوشی ندارند.البته در زمینه اختلا لات و بیماریهای روانی... من هم سعی میکنم در همین نوشتار مبحث اختلالات رو خاتمه دهم البته اگر به مباحث روانشناسی پرداختم با نگاه دیگرو در زمینه های متفاوت خواهم پرداخت.این مطالب برای اطلاعات عمومی بود. بنده نیز علاقه ای به  بیماری ها ندارم. از جهتی روانشناس نیستم و فقط به مطالعه می پردازم..از طرف دیگر بعضی از دوستان هم علاقمند هستند...در زیر به ادامه بحث مطالب گذشته پرداخته ام که امید است مفید واقع گردد.

اختلا لات اسکیزوئیدی

در گذشته اختلالا ت اسکیزوییدی اصطلاحی بود که برای دو نوع از افراد متفاوت به کار می رفت :یکی کسانی که در ایجاد روابط اجتماعی اشکال دارند ،دیگری کسانی که نحوه ی عمل و صحبت کردنشان بیگانه و عجیب بود.

در گروه اول دو تیپ افراد وجود داشتند :یک تیپ،  ناتوانی در ارتباط با دیگران داشتند .....دیگری افرادی که احساس می کردند که روابط اجتماعی بی معنی است...کسانی که در گروه دوم قرار داشتند افردای بودند که صحبت یا رفتارشان همراه با تفکر یا احساس غیر عادی بود

افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوییدی کسانی هستند کم حرف ، از لحاظ اجتماعی کناره گیر و منزوی که تما یل به تنهایی دارند. آنان عادات و فعالیتهای شغلی انفرادی را ترجیح داده، فاقد توانایی برای ارتباط گرم و نزدیک اجتماعی هستند آنها به ندرت احساسات خود را بطور مستقیم ابراز می دارند.. نه تنها روابط اجتماعی محدودی دارند بلکه به نظر می رسد که اشتیاق کمی برای آنها دارد به هر حال آنها غالبا مهارتهای اجتماعی محدودی دارند  مهارت اجتماعی آنها ضعیف است فاقد احساس لطیفه  گویی و شوخ  طبعی هستند و به نظر می رسد گسسته اند شاید به علت گسستگی اجتماعی مردان مبتلا به اختلا لات اسکیزوییدی به ندرت ازدواج می کنند ..زنان با احتمال بیشتری ازدواج می کنند ولی به صورت پذیرش ازدواجی است که به آنها پیشنهاد شده است نه اینکه خود در جستجوی آن برایند..پاسخهای هیجانی آنها یکنواخت و سرد است ناکامیهایی و نا ملایمات زندگی کمتر در انها موج بروز خشم را بو جود می آورد ..آنان اغلب مبهوت ،غرقه در خود،  پریشان خیال و بی علاقه نسبت به آنچه در اطرافشان می گذرد نیستند ولی به نظر اینگونه می رسند ...

 

اختلا لات اسکیزوتایپال

 ویژگی افراد مبتلا به اسکیزوتایپال : بیگانگی هایی در تفکر  ودر دریافت آن در ارتباط دادن به آن  ودر رفتار

افراد مبتلا مانند اسکیزوتایپال  انزواطلب .از لحاظ هیجانی سطحی و از لحاظ اجتماعی بی مهارت هستند چیزهای که در محاور ه می گویند اغلب نا مفهوم است و منظور آنها را کسی متو جه نمی شود گسسته و پراکنده صحبت می کنند زیرا آنها یا لغات و عبارات غیر معمول بکار می برند. یا لغات معمولی را به طریقه ای غیر معمول مورد استفاده قرار می دهند ..همچنین اغلب اندیشه های خود را بطور نا آشکار بیان می کنند در بعضی مواقع هنگامی که استرسی وجود دارد افکار آنها رو به زوال گذاشته و ممکن است اندیشه هایی ابراز نمایند که به نظر هذیانی می رسند.....آنان معمولا نسبت به اطراف خود بد گمان خرافاتی و گوشه گیر هستند افراد اسکیزوتایپال بیشتر از حد متوسط در معرض خطر حمله ی اسکیزوفرنی در زندگی هستند

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/08ساعت 17:58  توسط سعاد  | 

                                   اختلالات شخصیت

 

 اختلالات شخصیتی تنها هنگامی که  رفتارها غیر انطباقی با محیط  و بدون انعطاف باعث مشکلات مهم در موقعیتهای شغلی یا اجتماعی بشوند یا وقتی به سطح بالایی از پریشانی شخص منجر شوند در تشخیص مطرح می شوند(مهم)...لازم به ذکر است این اختلالات به سه دسته یا گروه تقسیم شده است که در اینجا فقط به معرفی دسته اول می پردازم ...

افرادی که رفتار آنها به نظر بیگانه و عجیب میرسد و به آن رفتارهای غیر متعارف می گویند..شامل:

1- اختلال شخصیتی پارانوییدی

2- اختلال شخصیتی اسکیزوییدی

3- اختلال شخصیتی اسکیزوتایپال

 

اختلال شخصیتی پارانوئیدی

کسانی که دارای اختلال شخصیت پارانوئیدی هستند چند منش (خصیصۀ)برجسته دارند..1- احساسات بی دلیل ، سوء ظن  و بدگمانی نسبت به دیگران2- عدم اعتماد نسبت به دیگران 3 - حساسیت بیش از اندازه و یا پاسخ هیجانی محدود4- آب زیره کاه و توطئه چین بنظر میایند...

به دلیل همین ویژگیها روابط دلپذیر و صمیمانه ای با دیگران ندارند و خود را از دیگران دور نگه می دارند.

.برای چنین افرادی داشتن روابط نزدیک با دیگران بسیار مشکل است زیرا پیوسته انتظار خیانت دارند. البته گاهی اوقات در افراد مبتلا به پارانونیا علاقه به ایجاد ارتباط با دوست و یا فامیل و همکار و غیره دیده می شود ولی ناگهان بی هیچ دلیل منطقی نسبت به دوست خود بد گمان می شوند و خواهان قطع کامل ارتباط هستند  ..اغلب پارانونیایها دوست صمیمی ندارند و در واقع بزرگترین سد در راه ارتباطات آنها بدگمانی و سوء ظن میباشد  ..اغلب این افراد میل شدید به اطاعت پذیر کردن دیگران دارند که ممکن است هرگز بیان نشود.. برای مثال مایل است همسر و فرزند و دوست و همکارش از او اطاعت کند حتی در زمانی اطاعت پذیر بودن اشخاص، افکار بد بینانه به سراغش میاید و دائم در انتظار خیانت و غیبت و تهمت دیگران دوستی ها و روابط خود را کاهش میدهد......حساسیت و وسواس فکری خصوصیت دیگر این اختلا ل هست ..البته گاهی ممکن است وسواس عملی در فرد دیده می شود ولیکن وسواس فکری و حساسیت بی مورد مشخصه بارز آن است....این گونه اشخاص به ندرت در جستجوی کمک برای حل مسائل خود هستند اگر موقعیتی چنان دشوار شود که آنان مجبور شوند در طلب کمک بالینی به در مانگر مراجعه کنند...به همین دلیل سخت ترین وظیفه درمانگر نفوذ در حصار سوءظن آنهاست این افراد نسبت به انتقاد نیز بسیار حساس هستند..این موضوع به ویژه عملکرد آنها را در مقامهای زیر دست مشکل می سازد آنها ترسهای زیادی دارند  که این ترسها اغلب در زمینه از دست دادن استقلال و قدرت خود چه در زمینه کاری چه در خانه با همسر خود و چه با همسر فرزندان خود و حتی فرزند خود..می باشد

افراد مبتلا به این اختلال اغلب به نظر دیگران سرد ،بد اخلاق ، پرت و تو طئه گر می رسند .این ویژگیها روابط نزدیک و پاداش انگیز را مشکل می سازد.شاید به دلیل اینکه این افراد داری چنین شخصیتی هستند  به ندرت با دیگران صمیمی  میشوند.وآنچه را در ذهن دارند برای خود حفظ میکنند بسیاری از اندیشه های غیر معمول آنان بدون توجه باقی می مانند .پیشرفت تحصیلی آنها اغلب آسیب دیده است ولی به علت اشتغال ذهنی خشک ،توانا ییشان در توجه و فهم کل موقعیتها مورد آسیب واقع شده است...

مثال برای پارانونیایی شدید : مردی حتی نمی توانست خود را متقاعد کند که ارشدان خویش را آقا خطاب کند به قول خودش نمی پذیرفت سینه خیز برود ..به همین سیاق نمی توانست درمانگر خود را دکتر خطاب کند و با اسم مستعار او را صدا می کرد.

 

پی نوشت:برای تشخیص این اختلال باید به تمامی جنبه ها توجه کنیم در غیر اینصورت همه  مردم رو پارانونیا یی می بینیم( چشمک)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/11/06ساعت 20:22  توسط سعاد  | 

                              مکانیزمهای دفاعی

 

ازآنجایی که هرکس خطر را تجربه میکند طبعا استفاده از مکا نیسمهای دفاعی را نیز تجربه نموده است.مکانیسمهای دفاعی را همه ی مردم در زمانی بکار میگیرند که دچار استرس و اضطراب ناشی از خواسته های سرکوب شده گردیده اند..در زیر تعدادی  از این مکانیزمها عنوان میشود....

 

1- مکانیزم جابجایی

انتقال احساسات و نگرشها ازیک شیء به شیء دیگر که جایگزین قابل قبول تری است.مثالها:

مردی که رئیسش از او ایراد گرفته خشمگین میشود .سپس به خانه میآید و بر سر زنش فریاد میکشد(فریاد بر سر رئیس ممکن بود بسیار مخاطره آمیز باشد).

دختر جوانی نسبت به برادر بزرگترش کشش عاطفی فراوانی احساس میکند .آنگاه در محل کار خود جوانی را پیدا میکند که همان حس شوخ طبعی و موهای مجعد برادرش را دارد و سریعا شیفتۀ او میگردد.که ممکن است از علت شیفته شدن خودش آگاه نباشد.

 

2- توجیه عقلی

در نظر آوردن مشکلات بمثابه رویدادهای مطلوبی که دارای تو جیه منطقی هستند و هیچ اضطراب یا بار هیجانی بهمراه ندارد. مثالها:

زنی که شوهرش مرده است بیشتر از بیهودگی آداب سو گواری ایرانی حرف میزند تا از خشمی که نسبت به همسرش دارد ، همسری که تنها یش گذاشته است.بکاهد

مردی که شاهد سرقت بانک بوده که طی آن پنج نفر در کنارش هدف گلوله قرار گرفتند و ازپا درآمدند در مورد جالب بودن شیوه های واکنش افراد حاضر در صحنه به قتلها صحبت میکند.

 

3- واکنش وارونه

بیان تکانه غیر قابل پذیرش با انتقال دادن آن به شکل متضادش.مثالها

کسی که شیفته آشوب و بیرحمی جنگ است به صلح طلبی پرشور و افراط کار بدل میگردد.

مادری که نسبت به فرزندش احساس خشم و طرد میکند.چندین بار به او سر میزند تا ببیند در طول شب کاملا سالم است ودر مورد سلامت او در راه مدرسه بشدت نگران است.

 

4- مکانیزم انکار

امتناع از تصدیق جنبه های اضطراب برانگیز محیط ......انکار ممکن است فقط معطوف به هیجانات مربوط به یک فکر یا موقعیت شود، یا ممکن است به صورت بی اطلاعی از خود موقعیت درآید ..این مکانیزم معمولا در روانپریشی دیده میشود.انکار تنها وقتی در بزرگسالان دیده میشود که تحت فشار روانی بسیار شدید باشند.مثالها:

علی رغم اینکه به شوهرش گفته شده که سرطان غیر قابل علاجی دارد باز به بهبود همسرش دل می بندد.

دانش آموزی که باید درامتحان درسی شرکت کند که آن  را نمی فهمد به خودش میگوید امتحان چیز مهمی نیست و به جای مطالعه درس که برایش سخت است به سینما می رود.

 

5- فرافکنی

ویژگیها و تکانهایی که اضطراب برانگیزند از راه نسبت دادن آنها به دیگران به بیرون رانده میشوند.مثالها:

فرمانده هانی که جنگ راخود آغاز کرده اند اعتقاد داشتند بخاطر تهدیدات پرخاشگرانۀ دیگران چنین میکنند(مثل نازی در جنگ جهانی دوم).

مردی که تمایل شدید به داشتن روابط نامشروع دارد اما در مورد آن احساس گناه میکند ،بدون هیچ مدرکی دائما زنش را متهم به خیانت میکند.

 

6- برگشت

عقب گرد به شیوه های ابتدایی رفتار که مشخصۀ سطح رشدی پیشین بودند یعنی فرد به رفتار کودکانه برگشت میکند تا از اضطراب موجود خود بکاهد..این مکانیزم ویژه افرادی است که تحت فشار شدید روانی احساس خرد شدن می کنند..مثالها:

زنی که هر وقت با شوهرش در گیر میشود به خانه مادرش میرود.

دانش آموزی که باوقوع هر ناملایمی،  خود را با خوردن چند بستنی میوه تسلی میدهد.(تکرار رفتارآموخته شده در دورانی که مادر به او بستنی میداد  تابعد از زمین خوردن یا ناامیدی ساکت شود).

 

7- والایش

دست زدن به عمل مفید اجتماعی ، در شرایطی که موانعی برسر کامروایی مستقیم و جود دارد.مثالها

نوجوانی با احساسات پرخاشگری نیرومند ،ازراه فوتبا لیست شدن آنها را ابراز میکند

فردی با احساسات شهوانی قوی ،آنها را به شیوه اجتماع پسند یعنی برای مثال نقاشی کردن تصاویر برهنه تحریک کننده بیان مینماید..(البته در غرب)

 

اینها تعدادی از مکانیزمهای دفاعی انسان بود که به طور مختصر بیان شد...فراموش نکنیم که مکانیزمها بیماری نیستند بلکه برای کاهش برخی اضطراب ها مفید نیز می باشند و اما در شکل حاد خود می توانند تبدیل به روانپریشی  شوند ..شناخت مکانیزمهای دفاعی ما را یاری میکند که واکنش های اطرافیان خود را بشناسیم و در لحظا ت بحرانی شرایط آنها را درک کنیم..همچنین با عث میشود خود به علل انتخاب مکانیسمهای خود واقف گریدم .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/11/04ساعت 12:23  توسط سعاد  | 

             عدنان غریفی نویسنده و شاعر خرمشهری مقیم هلند

 

 

برای همه‌ء کافه های لب شط

امضا جمع می کنم

و از همهء کافه های همهء سواحل دنیا می خواهم

برای کافه های لب شط خرمشهر

اعتصاب خشک کنند. (برای خرمشهر امضاء جمع می کنم)  

من آن الماس کمیابم که تراش نمی پذیرد

(عزل، برای خرمشهر...)

 

 

یک داستان کوتاه و یک دیپاچه از نویسنده معاصر ایرانی

 

1داستان کوسه

 

2-دیباچه اعدام

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/01ساعت 21:12  توسط سعاد  |