|
|
|
|
|
|
|
|
|
زمانی احساس می کردم پتانسیل عظیم عشق ورزی درونم وجود دارد دلم میخواست به کسی عشق بورزم کسی را زیاد دوست داشته باشم و بهش بگم که دوستش دارم دوست داشتم به تمام مردم بگم همه شما ها رو میشه دوست داشت اما حالا برعکس شدم،دوست دارم به خیلی از ادم ها بگم دوستت ندارم! احتمالا دچار همون حالت بی تفاوتی شدم که روانشناس ها میگویند، خطرناک هست و در نتیجه افسردگی و استرس اتفاق می افته همون حالتی که منشاء اون ترس از درد هست اما تاریخ برای ما مثال های زیاد از افرادی میزنه که هرگز در برابر دیگران بی تفاوت نبودند آن افراد نیروی درونی را به شکل زیبایی به مردم عرضه کردند حقیقتا تنها کسانی راکه خیلی دوست دارم و از عشق ورزی به انها خسته نمیشوم کودکان هستندآنها عشق منند نه...نه...من هرگز نمی خواهم به این حالت از بی تفاوتی برسم
پی نوشت : کی حوصله نوشتن داره.
|
||
|
|
|
|
|
1- آنقدر حس پوچی روابط و گفتمان های بی خودی بهم دست داده که ترجیح میدم حرفهای گفتنی رو نگم...... بی خیال
2- آیا درسته که ادمها بدبختی های زندگیشون رو قاب بگیرند و نصب کنند توی دیوار اتاقشون ؟
3- بی تفاوتی چیز خوبیه...راه های رسیدن به بی تفاوتی کدامند ؟
|
||