|
|
|
|
|
چقدر خوبه که تو منو جدی گرفتی... شبیه عقده ای ها گفتم نه ؟ نقشه ات رو گذاشتم روی دسکتابم هرچند که دیگه لازمش ندارم اما وقتی با یک اهنگ سیاوش قمیشی یک جا جمع بشن یعنی وا شدن عقده هام....وا شدن عقده ها هم یعنی عقده وجود داشته..تو میفهمی چی میگم نه ؟..امروز با این هوای گرم و شرجی چسبنده با یه دوش آب سرد و صدای سیاوش که میگه اینجا قهرن سینه ها با مهربونی تو تو جنگل نمی تونستی بمونی دلت رو بردی به جای دیگه اونجا که خدا برات لالایی میگه ..می خوام به لحظاتی فکر کنم که من تو رو و تو منو جدی می گرفتی. خوشحالم که تو رو دارم و گرنه پاک- دیده شدن از تصورم خارج میشد هنوز خیلی چیزا هست که تا میام عقده ای بشم یادت به اندیشه ام خط بطلان میکشه و درکنار موج موج زشتی و بیگانگی و وحشت ،اخوت و زیبایی و آرامش برام تداعی میشه اون فقط یه کیت بود یه نقشه ی ساده اما ازچشمان منه عقده ای اشک سرازیر کرد تصورش رو می کردی ! میخوام بگم دوستت دارم...چقدر نوشتن دوستت دارم راحت تر از گفتنش هست... و چقدر خوبه اینکه ادم بتواند کسی را دوست بدارد... |
||